321066.jpg

 

*دكتر موسى نجفى

* شركت چاپ و نشر بين ا لملل

وابسته به انتشارات امير كبير

 

جريان نوگرايى در ايران با دو جريان جدا و منفك از هم قابل بررسى است؛ يكى تحول و نوزايى بومى و ملى كه در كتاب حاضر با نام «تجدد» از آن ياد شده است و ديگرى نوزايى و تحولى كه از پى ورود مغرب زمين به ايران مطرح شده و در تحقيق حاضر با عنوان «مدرنيته» و يا «مدرنيزاسيون» از آن ياد مى شود.

نهضت هاى اسلامى بيدار گرايانه كه بعد از صفويان تا به امروز به وجود آمده است، قسمت مهم آن با فلسفه تجدد در ايران و دوشاخه شدن در بعد ملى و بعد غربى در ارتباط است، در سرنوشت سه نهضت تاريخى مهم ايران يعنى نهضت مشروطيت، قيام ملى شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامى،اين امر قابل رؤيت است. در واقع فلسفه تجدد در ايران مسأله اى پيچيده، دقيق و داراى ظرافت هاى فكرى و تاريخى و حتى سياسى- اجتماعى بسيارى است. بررسى اين مسأله علاوه بر توجه به زوايا و نكات و مسائل فراوان و فراهم آوردن مواد و منابع اوليه و متنوع كه گاه بسيار ناهمسان و ناهماهنگ هستند، نوعى دسته بندى و بازيابى و بازسازى فكرى و عملى را نيز لازم خواهد داشت و اين هدفى است كه دكتر موسى نجفى در اين پژوهش خود دنبال مى كند.

۱۰ فصل اين كتاب، بيش از آنكه بخواهد جواب و يا راه حلى براى «فلسفه تجدد در ايران» به دست دهد، «طرح صحيح صورت مسأله تاريخى ما» است.

صورت مسأله اى كه لا اقل از دو قرن قبل تاكنون همچنان توانسته به عنوان اصلى ترين و پر جاذبه ترين حوزه هاى فكرى، اجتماعى و سياسى ديدگاه صاحب نظران را به خود مشغول كند